تبليغاتX
عروسک کوکی - ۳ از ۳
   
 

 

ما توان مقابله با پلیس را نداریم (فعلن) اما توان مقاومت را چرا. این اتفاق در تجمع پارک دانشجو به مناسبت هشت مارس می‌توانست بیافتد اگر سازمان‌دهی شده عمل می‌کردیم. تجمع با صد تا صد و پنجاه نفر راس ساعت ۱۶ شروع می‌شود‌ در حالی‌که می‌شد با هزار تا هزار و پانصد نفر شروع کرد. پس بقیه کجا هستند؟ مسلمن در راه. خود من از کسانی بودم که ده دقیقه دیر رسیدم. اما بودند کسانی هم که وقتی یک ساعت بعد داشتم پارک دانشجو را ترک می‌کردم سلانه سلانه از راه رسیدند تا در تجمع شرکت کنند! این‌بار که گذشت اما برای مناسبت‌های بعدی چه خوب می‌شد اگر یادمان می‌ماند به موقع و یا حتی زودتر در محل باشیم. این‌طوری نیروهای بیشتری خواهیم داشت و حتمی برای پلیس متفرق کردن هزار و اندی آدم سخت‌تر از متفرق کردن صد نفر خواهد بود. حتی در این طور مواقع می‌توان با تشکیل حلقه‌ي انسانی به دور جمعیت از زد و خوردهای احتمالی جلوگیری کرد و در برابر زد و خوردهای حتمی مقاومت. البته به شرطی‌که نیروها از قبل آموزش دیده باشند. آموزش چریکی منظورم نیست. روی کاغذ هم می‌شود شکل کلی کار را توضیح داد.

بر خلاف بسیاری که پارک لاله را برای مراسم‌های این‌چنینی مناسب می‌دانند چون به نظرشان راه فرار بر قرارتر است من فکر می‌کنم پارک دانشجو موقعیت بهتری دارد. پارک لاله دورافتاده از مرکز شهر است به نسبت پارک دانشجو که درست در یک چهاراه شلوغ قرار دارد و می‌تواند به موقع شاهدان زیادی فراهم کند.

راستی بهتر است در تجمعاتی که مجوز ندارند (نمی‌گیرند) علاوه بر شعارهای مرتبط با آن، اصل ۲۷ قانون اساسی کذایی‌مان را هم بنویسیم و دنبال خودمان ببریم. من یکی که زبانم مو در آورد بس که به برادران دینی‌ام! که به تجمع غیر قانونی اعتراض می‌کردند، توضیح دادم تجمع اجازه لازم ندارد.

مرتبط: اعتراض به ضرب و شتم زنان در «روز جهانی زن» 

 

بعد نوشت: نکته‌ها و نقدهای سینا در مورد تجمع پارک دانشجو

قابل توجه بی‌سوادانی که هنوز یگان ویژه و پلیس ضد شورش را از سرباز صفر تشخیص نمی‌دهند:

نکته ۱) پلیس ضد شورش به معنی کلاسیک آن حضور ندارد. یعنی افرادی پلیس‌هایی که معمولاً با به خاطر داشتن، سپرهای طلق‌مانند و محکم و گاز اشک‌آور می‌شناسیم. آنهایی هم که از آن سپرها دارند [کمتر از ده نفر] سرباز صفر هستند.


 
 بیست و سوم اسفند 1384 ساعت 11:56 
 
 

 

اينك دستی‌ست كه با تمام قدرت

مرا به سوی ايمان به تقدير می‌راند. اينك،

سرنوشت، همان سرافرازیِ ازلیِ خويش را پايدار می‌بيند.

شايد، شايد كه ما نيز عروسك‌های كوكی يك تقدير بوده‌ايم ...

نمی‌دانم ...
 

خانه
تماس

همين حوالی

  شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در تبريز بازداشت شد
اين سکوتی که نوازشت می‌کنه، خود منم...
آدم نکته سنج به ایشون می‌گن!
قسمت‌هایی از نامه‌های فریدا کالو به پزشک‌اش
تن فروشی مردانه در تهران
قسمت‌هایی از فيلم گروگانگيري در دانشگاه علوم پزشكي تهران
شلوارهای جین نخ نما و سودهای میلیونی
محاکمه يادعلي، محاکمه ادبيات است
نمایش مرگ
ادامه برخورد های کمیته انظباطی با دانشجویان علامه
دختر 12 ساله هندى به جرم درخواست رفتن به مدرسه حلق‌آويز شد
هنوز شکنجه نکرده‌ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

  بايگانی همين حوالی

خيابان ملل

  کتابلاگ
جایی برای هیچ‌کس
از پشت یک سوم
سیبیل طلا
ویران
آهو
تهرانآباد
نوشته‌های اتوبوسی
اگنس
راز
فرانکولا
شب‌نویس
تهران شهر
تیگلاط
چرک‌نویس
حضور خلوت انس
فلُ ‌سفه
خوابگرد
سرزمین رویایی
لابراتوار کلنگ
کیبرد آزاد
رجعتی باید
زنانه‌ها
از زندگی
سرزمین آفتاب
آی‌‌تی ایران
صد سال تنهایی
1807
غلاف تمام فلزی
علامه‌بلاگ

 
 
  زنستان


 

سرگذشت

  شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

 RSS 

 



POWERED BY
BLOGFA.COM