به نمایش آفساید در جشنوارهي فیلم فجر نرسیدم. اما امروز فرصتی شد تا فیلم را در دانشگاه به میزبانی کانون هفت ببینم. در میان خط و نشانهای عناصر معلومالحال! حاضر در دانشگاه (همان نهادهای شبه نظامی خودمان) و نگرانی مسئولان دانشکده از احتمال وقوع یک درگیری. در فضایی متشنج، با بغض و درد. درد ِ دوستانم در کوی دانشگاه و بغض از این همه تبعیض جنسیتی. بغض و دردی که دوبار شد اشک و سرازیر. یکبار در فیلم وقتی یکی از شخصیتهای دختر ِ پسرنما را مجبور کردند برای استفاده از دستشویی ِ استادیوم نقاب مردانه به صورت بزند، نقابی که از پوستر علی کریمی، گمانم، ساخته شده بود و یکبار پس از فیلم وقتی در جلسهي پرسش و پاسخ یکی از روسری سفیدها گفت که تمام مدت دیدن ِ فیلم گریه میکرده، حتی زمانی که ایران به بحرین گل زد و دختران ِ آفساید، پشت دیوار از شنیدن این خبر شادی میکردند و در تمام مدتی که تماشاگرها به لهجهی آذری و مشهدی سربازهای فیلم میخندیدند.
جلسهي پرسش و پاسخ ِ آفساید، بعد از فیلم با حضور جعفر پناهی (کارگردان)، شادمهر راستین (نویسندهی فیلمنامه)، نظامالدین کیایی (صدابردار)، دکتر فاضلی (مردمنگار) و دکتر انتظاری (پژوهشگر اجتماعی) برگزار شد. بیشتر سوالات حول محور ضرورت ساخت این فیلم و مطرح کردن این موضوع (استادیوم رفتن زنان) دور میزد و از جاییکه این روزها تب قومگرایی در جامعه حسابی گل کرده، اینکه چرا شهرستانیها در فیلم تحقیر شده بودند و لهجهها مسخره! البته بحثهای خوبی هم در گرفت. مثل صحبتهای دکتر فاضلی در مورد مرزهای نمادینی که مانع از رفتن زنان به استادیوم میشود، بدون این که مشکل شرعی و یا حتی عرفی وجود داشته باشد و یا نظر شادمهر راستین در این مورد که مخالفت جامعه با زن شاد و شلوغ و در کل زنانی که هیجانات خود را بروز میدهند مانع از رفتن زنان به استادیوم است. به همین دلیل هم منعی برای ورود زنان به سینما وجود ندارد ولی برای استادیوم چرا.

فرصتی پیش آمد تا بعد از فیلم با شادمهر راستن صحبت کنم. در مورد ممنوعیت پخش تصویرش از تلویزیون به خاطر نوشتن فیلمنامهي آفساید و جلسهی مطبوعاتی فیلم در جشنواره که گویا به خاطر آن برای دادن پارهای از توضیحات ِ معروف راهی اطلاعات شده بود.
پایان این برنامه هم گره خورد به تجمعی که بچهها در حمایت از دانشجویان دانشگاه تهران و محکوم کردن حوداث دیشب و امروز کوی دانشگاه ترتیب داده بودند. در تریبون آزاد صحبت از همه چیز به میان آمد. از سرکوب سندیکاهای کارگری تا ضرب و شتم زنان، از حوادث اخیر کردستان و آذربایجان تا سیاستهای نامهروزانه و نابرابرانهي دولت احمدینژاد تا همین خواستههای صنفی دانشجویان و اعتراض به اخراج و بازنشستگی ناگهانی استادها و اینکه با تشکیل کمیتهي بازبینی صلاحیت استاد و دانشجو، دانشگاهها را بدجوری انداختهاند در تلهی آفساید.

گزارش تجمع امروز، عکسها و بیانیهمان در حمایت از دانشجویان دانشگاه تهران را احتمالن بچهها میگذارند در علامهبلاگ که میتوانید ببینید.
پ.ن: آخرین اخبار و اطلاعات را در مورد حوادث کوی دانشگاه، دانشگاه تهران، پلیتکنیک، علامه و ... در وبلاگ: دانشگاه و کوی دانشگاه