خیلی بچه بودم که یاد گرفتم در موقعیتهای بحرانی ِ پیش رویام خیالبافی کنم، تصویر بسازم و رویا ببینم. وقتی دردی داشتم در دندان یا چیزی شبیه به این که فلجم میکرد به فردایی فکر میکردم که دیگر دنداندرد نخواهم داشت و مثل سابق میتوانم بالا و پایین بپرم. یا وقتی وسط گرمای فلاکتبار نیمهی مرداد از میدان انقلاب رد میشدم به چند ماه بعد، دی، بهمن، فکر میکردم و اینکه به زودی زمستان دوست داشتنی با آن برفهای رویایی و شبهای سرخ میرسد و از این حرارت آزاردهنده که کف پاهایم را به گزگز میاندازد، خلاصم میکند. درست مثل تمام مدت تحصیلم که فشار امتحانات را با تصور روز زیبای امتحان پایانی و نقشههایی که برای روزهای تعطیل بعدش داشتم، تحمل میکردم. مثل زمانی که جدایی از دوستی، عزیزی، نزدیکی برایام فقط با تصور لحظههای خوبی که در کنارش داشتم، جاهایی که رفته بودیم و چیزیهایی که دیده بودیم، امکانپذیر میشد.
باز هم تمام دیشب برای من به رویابینی گذشت اما نه رویای یک وضعیت بهتر که تصویری از یک موقعیت بدتر. اتاقی تنگ و تاریک با زمینی سخت و موکتهایی کهنه که معلوم نیست این همه سال پذیرای چه کسانی بودند. هوای دم کرده، گرم و گرفته که معلوم نیست در تمام این سالها چند نفر را در خود خفه کردهاند. پنیر مانده، نان کپکزده و چای بیرنگی توی لیوان پلاستیکی قرمز رنگ که معلوم نیست در تمام این سالها صبحانهی کدام زنان و مردانی شده است که برای آزادی به بند کشیده شدهاند. تمام دیشبام به یاد بازداشتیهایی (زن و مرد) گذشت که در یکی از همین سلولهای اوین بودند و عشرتآباد. فقط برای شرکت در یک تجمع مسالمتآمیز و نه خصمآمیز، قهرآمیز یا خشونتآمیز. برای طلب حقشان، حقی که به ناحق ازشان دریغ شده: "قانون ازدواج، قانون طلاق، قانون چندهمسری، قانون تابعیت، قانون مربوط به سن مسئولیت کیفری، دیه، شهادت، قضاوت، ارث و ..." که حقوق اولیه، طبیعی و بدیهی هر زنی به عنوان یک انسان است و صد البته از انرژی کذایی هستهای مسلمتر.
نمیدانم قضیهی حمایت فرح پهلوی از تجمع مسالمت آمیز زنان صحت دارد یا نه. چون اصولن شبکههای بشکن و بالا بنداز سلطنتطلب را نگاه نمی کنم و در این مورد اطلاعات درستی ندارم. اما خیلی دوست دارم به این خانم و آن ایل و تبارش بگویم که بستان نبود این همه خوردید و بردید و کشتید؟ چرا دست سر این مملکت فلاکتزده و مردم بیچارهاش بر نمیدارید تا خودشان یک خاکی به سرشان بریزند. ما نخواهیم شما از تجمع زنان که به شما و جماعت دوربرتان ارتباطی پیدا نمیکند، حمایت کنید چه کسی را باید ببینیم و شکایت به کی ببریم. هزینهي عواقب این کار را شما که احتمالن توی آپارتمانتان در پاریس نشستهاید و رویای شهبانویی میبینید و بادام زمینی میخورید، نخواهید داد. دخترانی هزینهی این کار را می دهند که در ۲۰ سالگی یک پروندهی قطور برایشان درست شده و امروز نیامدند سرجلسهی امتحان.
پینوشت۱: وزیر دادگستری تعدا بازداشتیها را ۷۰ نفر و رییس مرکز اطلاعرسانی نیروی انتظامی تعداد بازداشتی ها را ۱۵۰ نفر اعلام کرد. (+)
پینوشت۲: بنابر شنیدهها عدهای از دستگیرشدگان امروز عصر آزاد میشوند و عدهای برای بازجوییهای بیشتر به اطلاعات تحویل داده میشوند.
پینوشت۳: زنی که با باتومش دهان زنی را نشانه میرود، نمیداند که دهان خودش را خرد میکند؟ عباس معروفی
پینوشت۴: بیانیهي شمارهی سه: خشونت پلیس در برخورد با تجمع مسالمتآمیز زنان را محکوم میکنیم.
پینوشت۵: قطعنامهی پایانی خوانده نشدهی تجمع ۲۲ خرداد زنان: و در نهایت اعلام میکنیم چنانچه به خواستههای بر حق ما زنان پاسخ داده نشود به اعتراض خود ادامه خواهیم داد.