یکی از بچههایی که طی این دو روز آزاد شده، میگفت؛ بعد از بازجویی چهار ساعتهاش که از ساعت ۱ نیمهشب تا ۴:۳۰ صبح طول کشیده بود و موقعی که به سلولاش برمیگشته، بازجو به او که موهای رنگ کرده و ناخن لاک زده دارد یک توصیهی اخلاقی میکند، با این مضمون که خواهرم رنگ کردن مو و اعضای بدن! باعث جلب توجه مردم نمیشود ــ یعنی اینکه فکر نکن با این کارها میتوانی دلبری کنی ــ که البته کلی باعث انبساط خاطر ما شد از این جهت که پس چرا توجه بازجو جلب شده به موهای رنگ کرده و ناخن لاک زده. یک نکتهی جالب دیگر هم که اغلب بچهها در مورد آن صحبت میکردند روابط خیلی خیلی راحت و صمیمانهي پلیسهای زن و مرد با هم بود. اینقدر که مرتب در حال دل و قلوه دادن به هم بودند و شوخی و خنده. بدون توجه به عواقب اختلاط روابط زن و مرد که شیطان در آن حضور دارد و از این حرفهای صد تا یه غاز که مرتب تحویل ملت میدهند.
گویا این ۲۰ نفری هم که هنوز اوین هستند، زیر بار امضای برگهی سفید و تعهدنامه نرفتهاند و قرار است شنبه با قرار وثیقه و کفالت والدین آزاد شوند.
نوشین احمدی خراسانی: یاران جنبش زنان را آزاد کنید. این هم لینک بدون فیلترش که یک وقت مسئول محترم فیلترینگ دچار این توهم نشود که ما بلد نیستیم سانسور احمقانهاش را دور بزنیم.
از زنستان سانسور شده:
ياران جنبش زنان را آزاد كنيد/نوشين احمدي خراساني
درست هفتاد سال پيش از شكلگيري جمهوري اسلامي يعني از ۱۲۸۵ زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطيت، زنان عدالتجوي ايراني، براي كسب حقوق برابر، تلاش رنجخيز و مسالمتجويانه خود را آغاز كردهاند. مادربزرگهاي ما در آن هنگام شايد تصور نميكردند كه با كوشش حقطلبانه خود بذر تلاشي را در خاك ايران مينشانند كه صد سال بعد نيز همچنان بارور خواهد ماند.
كوشندگان پيشكسوت جنبش زنان اما به يقين نميتوانستند حتا تصور بكنند كه يك قرن بعد حكومتي در ايران بر سركار بيايد كه با تلاشهاي مسالمتجويانه فرزندانشان اينگونه خشن برخورد كند. لابد آنان اگر امروز ميبودند از اين همه بيتدبيري و عدم مديريت كساني كه قرار است حافظ نظم شهر باشند، متعجب ميشدند و همراه با ما تاسف ميخوردند از اين همه ناكارآمدي در برخورد به تجمعي مسالمتآميز كه فقط براي طرح خواستههايي كاملا ابتدايي و كوچك برگزار شد. متعجب از اين همه خشونت فجيعي كه به دختران جوان اين مرز و بوم كه در قرن بيست و يكم خواستار حق برابر طلاق، لغو تعدد زوجات، ارتقاء سن كيفري دختران و اين قبيل درخواستهاي اوليه هستند.
متعجبام كه چرا برخي از افسران نيروي انتظامي، ما را كه در پارك نشسته بوديم و فقط سرود ميخوانديم با كتك به ”وسط ميدان“ كشاندند، بهراستي چرا، مگر ميخواستند نظم شهر را بههم بريزند؟ ما زنان كه در بيانيههايمان بارها اعلام كرديم كه نميخواهيم نظم ترافيك ميدان هفت تير مختل شود، اما گويا مخالفان جنبش زنان مصمم بودند ترافيك ايجاد كنند و نظم شهر را بههم بريزند، عجبا از اين همه تدبير و عقلانيت! اما نكته اميدبخش در اين ميان، وجود اين همه ظرفيت، مدنيت، صبوري و متانت در جنبش زنان است كه به رغم برخوردهايي چنين قهرآميز و بيسابقه، در ميدان هفت تير حتا يك شيشه هم نشكست، سنگي پرتاب نشد. اتومبيلي واژگون نشد. آري اين تحمل بالاي زنان و دختران جوان اين مرز وبوم نشان از ايمان به حقانيت راهمان است.
ما زنان خواستههايي كه داريم بر حق است و قلبمان گواهي ميدهد كه دير يا زود به حقمان ميرسيم. سردي دستبندهايي كه به دستان پاك و زحتمكش”ژيلا بنييعقوب“ زده شد، كشيده شدن دلخراش ”دلارام علي“ روي آسفالت خيابان، بازداشت غيرقانوني علياكبر موسوي خوئينيها، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي، اعظم الهامي، بهمن احمدي امويي و دهها نفر ديگر و خشونتهايي كه همگان شاهد بودند درحالي صورت گرفت كه زنان با تجمع خود بذر صلح و نفي خشونت بر فضاي شهر ميفشاندند. اما بدانيد كه اين رسم زندگي منصفانه و صلحآميز در يك جامعه انساني نيست. ما ميخواهيم بدانيم با چه توجيهي و به چه دليل با چنين تجمع آرامي، اينگونه فجيع و ناعادلانه برخورد شده است؟ واقعا چرا؟
چه بكنيم تا مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟
ميپرسم كه اي دولت ـ مردان، ما چه بكنيم كه براي بيان مشكلات و دردهايمان، اينگونه مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟ ميگوييد چون تجمع در پارك ميدان هفت تير مجوز نداشته پس ما را كتك ميزنيد و بازداشت ميكنيد! عجبا مگر ما وقتي روز ۸ مارس (روز جهاني زن) سال ۸۲ با مجوز وزارت كشور ميخواستيم در ”پارك لاله“ تجمعي آرام برگزار كنيم، گذاشتيد؟ نگذاشتيد و مجوز وزارت كشور را در آخرين لحظه لغو كرديد و سرآخر هم برخي از شركتكنندگان (كه فكر ميكردند به يك تجمع قانوني آمدهاند) كتك زديد و تعدادي را هم دستگير كرديد.
اگر ميگوييد چون ايرانيان خارج از كشور از اين تجمع حمايت كردهاند و تجمع صلحآميزمان اينطور مورد حمايت وسيع قرار گرفته، پس ضرب و شتم و بازداشت ياران جنبش زنان را توجيه ميكند، ميپرسم تجمع مسالمتآميز روز جهاني زن (۱۷ اسفند سال ۸۴ در پارك دانشجو) كه اينطور گسترده اعلام نشده بود و سازمانهاي حقوق بشر و نهادهاي مختلف زنان هم حمايت نكرده بودند، با اين حال مگر باز هم به تجمع صلحآميز ما (كه فقط روي زمين نشسته بوديم و سرود ميخوانديم) حمله نشد و بهطرز حيرتآوري مورد ضرب و شتم قرار نگرفتيم؟ بهطوري كه تقريبا همگيمان با بدنهاي كبود شده به خانههايمان بازگشتيم، حتا بانوي شعر و غزل ايران نيز از اين كتكها بينصيب نماند. بعد هم كه از اين ظلم و ناروايي به دادگاه شكايت برديم آيا به جايي رسيد؟
براي تجمعهاي مسالمتآميزمان اگر مجوز داشته باشيم كتك ميخوريم، اگر مجوز نداشته باشيم كتك ميخوريم، اگر خبر تجمع را در سايتها و روزنامهها اعلام كنيم كتك ميخوريم، اگر اعلام نكنيم كتك ميخوريم، اگر شعارهايي صنفي و حقوقي بدهيم كتك ميخوريم اگر شعار ندهيم و فقط سرود جنبش زنان را بخوانيم باز هم كتك ميخوريم، شما را به خدا به ما بگوييد چه بكنيم تا كتك نخوريم و بازداشت نشويم؟ چگونه رفتار كنيم كه دختران جوانمان روي آسفالت كشيده نشوند و با كمر زخم شده به زندان نروند؟ چكار كنيم كه روزنامهنگارانمان را همراه شوهرانشان دستبند نزنيد و بازداشت نشوند، چكار بكنيم كه دوستان عدالتجوي ما در دفتر تحكيم و ادوار تحكيم (كه فقط فراخوان فعالان جنبش زنان را لبيك گفته بودند) به زندان نيفتند؟
بههرحال ما فكر ميكنيم جمع شدن آرام و مسالمتآميز (بدون اسلحه) طبق قانون اساسي فعلي، عملي كاملا قانوني و حق ماست. ما هم كه قرار بود فقط سرود بخوانيم و حتا از دادن شعارهاي حقوقي هم پرهيز كنيم و اينكار را هم كرديم. قرار بود آرام در پارك ميدان هفت تير حاضر شويم با پلاكاردهايي كه رويش خواستههايمان را نوشته بوديم، اينكار را هم كرديم، اما چه كنيم كه شما هر دفعه بهانهاي ميگيريد.
تجمع زنان و نيروهاي بيگانه
اينكه روشنفكران مرد و زن از سراسر جهان از اين تجمع حمايت كردهاند، خيلي طبيعي است چون هر انسان عدالتطلبي كه بشنود گروهي از زنان در يك نقطه دنيا ميخواهند حق برابر طلاق داشته باشند و چند همسري لغو شود و اين قبيل خواستههايي كه هر بنيبشري (اگر منافع خاصي نداشته باشد) با آن موافق است مسلما حمايت ميكند. بنابراين قضيه را پيچيده نكنيد، اين خواستههايي است كه صد سال است ما و مادرانمان داريم برايش تلاش ميكنيم، چه دلارهاي آمريكايي و دولت آقاي بوش سركار باشد و چه نباشد. چه دولت جمهوري اسلامي بر سر كار باشد و چه نباشد ما زنان همچنان به دنبال حقوق حقه خود خواهيم بود.
به دنبال كشف ”شبكههاي“ عجيب و غريب هم نباشيد، اين شبكهي ”مخفي“ و عجيب و غريبي كه دنبالاش هستيد خيلي ساده همين شبكهي اينترنتي است كه خود شما هم براي كارهايتان از آن سود ميبريد. البته شما از اينترنت كمتر استفاده ميكنيد و ما بيشتر، چون شما صدا و سيما و صدها روزنامه و بلندگو داريد ولي ما زنان نداريم. بههرحال اين اتهام كه تجمع اعتراضي زنان به بيگانگان وصل است كذب محض و شرمآور است يعني توهين به جنبشي اصيل، بومي و صدساله است. يعني حقير و بيمقدار نشان دادن جنبش خودجوش و ريشهدار اين مملكت است كه استقلالاش را به دفعات ثابت كرده است حداقل در همين بيست سال اخير، جنبش زنان فارغ از جريانات سياسي روي پاي خودش ايستاده و بهدنبال حقوق اوليه و انساني زنان است، چرا نميخواهيم اين حقيقت را بپذيريم؟
براي همين هم ميخواهم آقايان مسئولان مملكتي را مورد خطاب قرار دهم و بگويم، شما كه در آيندهاي نه چندان دور مجبور خواهيد بود اين قوانين را تغيير دهيد (چون راه ديگري وجود ندارد) پس چرا با اين همه درد و تلخي و خشونت ميخواهيد اين كار صورت بگيرد. خودتان بهتر از همه ميدانيد كه خواستههاي زنان بر حق است. خودتان خوب ميدانيد كه در جامعهي پيشرفته امروز قوانين موجود نه تنها ديگر كاركردي ندارد، بلكه مثل يك ديوار زمخت و عبوس مانع پيشرفت جامعهي ماست. فقط با اين برخوردها، مسئله را پيچيدهتر ميكنيد و بذر كينه را پخش ميكنيد، كينهاي كه هم به ضرر خودتان (دولت) و هم به ضرر جامعهي مدني تمام خواهد شد.
به جاي آنكه دخترانمان روي زمين كشيده شوند و صورتمان با اسپري گازهاي سوزناك پر شود و دهها نفر از جمله دانشجوياني را كه به خاطر دفاع از حقوق زنان در گرماي روز ۲۲ خرداد به ميدان هفت تير آمدند و با صداقت تمام از منافع تاريخي خواهرانشان پشتيباني كردند، دستگير شوند، بهتر است قوانين را تغيير دهيد. كافي است كه از همسرانتان، از دخترهايتان و از خواهرزنتان سوال كنيد تا بلافاصله متوجه شويد كه خواستهي زن ايراني، حقانيت دارد.
ترديد نكنيد كه ما زنان اين قوانين ناعادلانه را بالاخره تغيير خواهيم داد چون روز ۲۲ خرداد امسال، مردان جديد امروز ايران نيز با حضور پرشمارشان، نشان دادند كه آنها هم اين قوانين را نميخواهند. همهي كساني را كه بازداشت كردهايد، آزاد كنيد و به جاي احضار و بازجويي و به خانهي اين و آن رفتن (افزون بر شايعات ترسآور و ايجاد فضاي دلهره و ارسال اس. ام. اس هاي تهديدكننده قبل از برگزاري تجمع) حداقل ميان تصميمسازانتان جلسهاي بگذاريد، لااقل قطعنامهاي را كه نگذاشتيد در تجمع بخوانيم جلويتان بگذاريد و با آرامش و طمانينه ببينيد زنان هموطنتان واقعا چه ميخواهند؟
تا وقتي قوانين موجود، ما زنان را به عنوان انسان و شهروند برابر اين جامعه نپذيرد، ما نه خانهاي داريم و نه شهري. اين قوانين را تغيير دهيد تا احساس كنيم خانهاي داريم تا شما بتوانيد سراغاش بياييد.
بیست و پنجم خرداد 1385 ساعت 15:1