حدود شش ماه میگذرد، از آخرین باری که علیرضا شیرازی در آیتی ایران نوشت و من همیشه افسوس میخوردم که چرا مدیر یکی از بهترین سرویس دهندههای وبلاگ به فکر راه انداختن یک وبلاگ شخصی و البته مستقل نیست، جدای این وبلاگ که منعکس کنندهی اخبار سایت بلاگفاست و یکی، دو وبلاگ گروهی دیگر. برای همین کلی خوشحال شدم وقتی گفت اینجا وبلاگ علیرضا شیرازیست. فکر کنم با این حساب دو تا تبریک طلب دارد از من. یکی بابت تولد وبلاگاش و یکی هم بابت تولد خودش که امروز بود.
نوید لطیفی هم بعد از تعطیل کردن وبلاگ قبلیاش البته با وعدهي بازگشت، آنقدر ننوشت که حساب غیبتهایش از دست من یکی در رفت. اما مثل اینکه در این مدت برنامههایی داشته. نتیجهاش هم آسمان.کام که رسانهي گروهی چند دانشجوی ایرانیست و نوید یکی از آنها: دوباره...
۳ساف هم وبلاگ گروهی سه تا آدم (سافی خانم ِ خیلی خیلی محترم، سافی داراز و سافی تپل) غریبه! است که سعی عجیبی در مخفی ماندن دارند. البته که برای من این خواستشان محترم است اما با شامهی الناز خانم چه میکنند که بو برده، کدام سه نفر! هستند که استعداد طنازیشان را ریختهاند توی دیگی که هیچ ربطی به سازمان آزادیبخش فلسطین ندارد و گذاشتهاند که بجوشد، نمیدانم. شاید هم ما (من و الناز خانم) اشتباه کردیم، هیچ بعید نیست. اما هر چی فکر میکنیم میبینیم یک جای کار میلنگد. آخر این سافیها بند را همان اول کار آب دادهاند و هیچ فکر نکردند که قضیه "یکی کردن عین و ذهن" مخترع خودش را دارد، کاربرد خودش را و کلن داستانی برای خودش فقط بین چند نفر!