تبليغاتX
عروسک کوکی - نقدها و نظرها
   
 

 

از زمانی که کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» به طور رسمی (۵ شهریور ۸۵) آغاز به کار کرد و گرچه از کنار خیابان اما واکنش‌های مختلفی را به خود دید. اگر مخالفت وزارت کشور با برگزاری نشست «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» را که در واقع شروعی بود برای کمپین و به تبع آن ممانعت نیروی انتظامی از برگزاری آن را، واکنش حاکمیت نسبت به این طرح بدانیم، باید بگویم که واکنش‌ها نسبت به کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» حتا پیش از اعلام رسمی آغاز به کار کمپین، شکل گرفت. از سوی دیگر شاهد موضع‌گیری برخی از دوستانِ چپ در مراسم آغاز به کار کمپین، با پخش بیانیه‌ای از سوی هیئت تحریریه‌ي نشریه‌ی آرمان‌نو بودیم که هر چند موافقت خود را با کلیت طرح اعلام کرده بودند اما به آن ایراداتی نیز وارد می‌دانستند. از عمده‌ترین مواردی که در بیانیه‌ي مذکور آمده این که فعالان حوزه‌ي زنان باید تاکید کنند؛ تغییر قوانینی که در این طرح از آن یاد شده، (۱) از خواسته‌های حداقلی جنبش زنان و در واقع کف مطالبات می‌باشد و از طرفی  (۲) چرا طراحان کمپین استدلال می‌کنند این طرح هیچ مغایرتی با اسلام ندارد و کمی هم نگران (۳) این تناقض در کمپین بوده‌اند که خواسته‌های مطرح شده در طرح، خواسته‌های خرده بورژوازی مدرن است و فرمی که کمپین برای جمع‌آوری امضاء در پیش گرفته مستلزم گرفتن ارتباط با توده‌های مردم.

درباره‌ی مورد اول ذکر این نکته را ضروری می‌دانم که هیچ‌یک از اعضای کمپین (تا جایی که من خبر دارم) جایی اظهار نکرده‌اند که تغییر قوانین آخرین حد خواسته‌ها و مطالبات جنبش زنان است و پس رسیدن به آن (و یا در حال رسیدن به آن) هیچ خواسته‌ي دیگری وجود ندارد که مطرح شود و زنان آن را بخواهند. در این‌که تغییر قوانین کف مطالبات است شکی نیست، همان‌طور که شکی نیست این قوانین تاثیر فراوانی بر زندگی زنان چه در طبقه‌ي فرودست و چه بورژوا دارد.

در مورد دوم به نظر می‌رسد رفقا دچار توهمی شده‌اند که گه‌گاهی یقه‌ي من را هم می‌چسبد. این‌جا ایران است دوستان. یک کشور اسلامی، نه به خاطر عنوان آن «جمهوری اسلامی» که چون هنوز ۹۸٪ (کمی بالا و پایین) مردم این جامعه مسلمانانی دین‌خویند و نه حتا دین‌دار. شاید اوضاع برای من  و شما کمی فرق کند اما همان توده‌ای که از آن حرف می‌زنید، هنوز هم مرجع تقلید دارد و برنامه‌ی زندگی‌اش را بر حسب دو دو تا چهارتای رساله‌ها می‌چیند. هنوز فتوا را حجت می‌داند و در وضو، نماز، روزه، حج و حتی آداب عاشورا و تاسوا نظر مراجع را می‌خواهد. دچار توهم نشویم رفقا. نمی‌شود رفت خانه‌ی کسی در میدان شوش و یا میدان کاج در زد و گفت سلام ما یک میلیون امضاء ضد اسلام می‌خواهیم که در  این صورت مانع نه حاکمیت که خود مردم خواهند بود.

و اما در مورد سوم، بارها و بارها اعضای کمپین (مثلن همان ۵ شهریور ماه کنار خیابان اگر حواس‌تان به برنامه بود و نه پخش بیانیه‌) اعلام کردند که هدف اصلی کمپین آگاه سازی و حساس کردن جامعه به مسائل زنان و قوانینی است که تاثیر مستقیم بر زندگی زنان دارد که این امر خود از آموزش‌هایی که اعضای کمپین برای آموزش چهره به چهره زنان دیده‌اند، پیش از جمع‌آوری امضاء مشهود است. تردید دارید که دختر ۹ ساله به خاطر قتل در خانواده‌ای کارگر به همان مجازاتی محکوم می‌شود که دختری ۹ ساله در خانواده‌ای سرمایه‌دار؟ و آیا تردید دارید که قوانین بر زندگی زنان پرولتاریا کمتر از زنان بورژوا تاثیر دارد؟ ممکن است اولویت‌های قانونی این دو و قوانینی که بر زندگی‌شان تاثیر دارد متفاوت باشد اما تردید نکنید که این قوانین نابرابر جنبه‌های مختلف زندگی هر دو طبقه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد، آن چه در آن تردیدی نیست.

و اما نقدها و نظرهای دیگر وب‌لاگی:

Requiem for a Dream یادداشت روزبه از وب‌لاگ گروهی sparethra که لب مطلبش این است: چرا کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» را در ادامه‌ی مطالبات ۲۲ خرداد (های ۸۴ و ۸۵) اعلام کرده‌اید!

و این منم! نقد گزارش‌گونه‌ي کیوان در مورد آغاز به کار کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» از وب‌لاگ روزنوشت‌های عمو کیوان که روز آغاز به کار کمپین وقتی صحبت می‌کردیم، مرتب می‌گفت قبول، اما بالاخره قبول نکرد!

نکاتی در مورد کمپین یک میلیون امضاء که بعله‌ی! عماد برقعی‌ست در وب‌لاگ نقد حال به کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» بعد از یک نقد درست و حسابی که من این حرفش را دربست قبول دارم: « علت عدم موفقیت حرکت‌های اجتماعی نخبه‌گرایانه شدن آن‌هاست».

و سرانجام یادداشت یک کنش، سه واکنش امیر یعقوب‌علی (به همراه چندتایی عکس ِ با تاخیر از مراسم آغاز به کار کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز») از وب‌لاگ هم‌چون کوچه‌ای بی‌انتها که به نظر من حرف حساب ماجراست.
 
 هشتم شهریور 1385 ساعت 16:42 
 
 

 

اينك دستی‌ست كه با تمام قدرت

مرا به سوی ايمان به تقدير می‌راند. اينك،

سرنوشت، همان سرافرازیِ ازلیِ خويش را پايدار می‌بيند.

شايد، شايد كه ما نيز عروسك‌های كوكی يك تقدير بوده‌ايم ...

نمی‌دانم ...
 

خانه
تماس

همين حوالی

  شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در تبريز بازداشت شد
اين سکوتی که نوازشت می‌کنه، خود منم...
آدم نکته سنج به ایشون می‌گن!
قسمت‌هایی از نامه‌های فریدا کالو به پزشک‌اش
تن فروشی مردانه در تهران
قسمت‌هایی از فيلم گروگانگيري در دانشگاه علوم پزشكي تهران
شلوارهای جین نخ نما و سودهای میلیونی
محاکمه يادعلي، محاکمه ادبيات است
نمایش مرگ
ادامه برخورد های کمیته انظباطی با دانشجویان علامه
دختر 12 ساله هندى به جرم درخواست رفتن به مدرسه حلق‌آويز شد
هنوز شکنجه نکرده‌ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

  بايگانی همين حوالی

خيابان ملل

  کتابلاگ
جایی برای هیچ‌کس
از پشت یک سوم
سیبیل طلا
ویران
آهو
تهرانآباد
نوشته‌های اتوبوسی
اگنس
راز
فرانکولا
شب‌نویس
تهران شهر
تیگلاط
چرک‌نویس
حضور خلوت انس
فلُ ‌سفه
خوابگرد
سرزمین رویایی
لابراتوار کلنگ
کیبرد آزاد
رجعتی باید
زنانه‌ها
از زندگی
سرزمین آفتاب
آی‌‌تی ایران
صد سال تنهایی
1807
غلاف تمام فلزی
علامه‌بلاگ

 
 
  زنستان


 

سرگذشت

  شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

 RSS 

 



POWERED BY
BLOGFA.COM