تبليغاتX
عروسک کوکی - پاره‌های ناسیونالیستی بازیچه‌ی حاکمیت برای بقا
   
 

 

می‌خواستم برای علی معظمی که در قسمتی از پاسخ به ایمیل من در مورد زنگ خطر شوونیسم چنین نوشته است: «این پاره‌های ناسیونالیستی را که شما شاید جدی گرفته‌اید و  به عنوان "وطن آریایی" ارجاع می‌دهید من زیاد جدی نمی‌گیرم؛ یعنی ریشه‌دار نمی‌بینمش. اما همین گفتار بی‌ریشه ممکن است با مولفه‌های بحران فعلی گره بخورد و یک ناسیونالیسن زودگذر اما زیان‌بار از آن بیرون بیاید.» در نامه‌ای بنویسم؛ «اتفاقن من این پاره‌های ناسیونالیستی و خطر آن را خیلی جدی می‌دانم وقتی که می‌بینم جمهوری اسلامی که همیشه خود را دشمن امپریالیسم آمریکا معرفی می‌کند کسی مثل انوشه انصاری را که ۲۰ میلیون دلار خرج سفر توریستی فضایی‌اش کرده و تازه شئونات اسلامی را هم رعایت نکرده و قاطی دو مرد دیگر بی‌حجاب و با لباس فضانوردی نشسته و به یک بازویش پرچم آمریکا را بسته و به بازوی دیگرش پرچم ایران را، می‌اندازد جلو برای این‌که مردم به سرمایه و ایرانی بودنش افتخار کنند و بارها تصاویرش را از برنامه‌های مختلف خبری پخش می‌کند، وقتی که پان‌ایرانیست‌ها در دانشگاه‌ها به صورت گسترده شروع به فعالیت کرده‌اند و در حالی که کوچک‌ترین حرکت ما زیر ذره‌بین حراست است و تبعاتش کمیته‌ي انضباطی و تعلیق و اخراج (البته بعد از گرفتن ستاره)، وقتی دستگاه قضایی که از حجم روزافزون قتل و تجاوز به ستوه آمده، آن را چماق می‌کند و بر سر یک مشت افغانی می‌کوبد (با همکاری صدا و سیما) چون مسلمن در این شرایط دیوار کوتاه‌تری از آن‌ها پیدا نمی‌کند یا دولت برای توجیه ناتوانی خود در حل مشکلات اقتصادی مردم (پس این نفت کی می‌آید سر سفره‌ي ما؟) و به نتیجه نرسیدن مبارزه با فقر و بی‌کاری که از شعارهای کلیدی احمدی‌نژاد بود یک مشت افغانی را در برابر روح‌های خبیث آریایی قرار می‌دهد که آی گره کور وضعیت نابسامان جامعه را پیدا کردیم، چطور می‌توان خطر این پاره‌های ناسیونالیستی را نادیده گرفت؟» که دیدم آفتاب آمد دلیل آفتاب. علی معظمی عزیز خطری از ترویج این چنین یاوه‌هایی و نسبت دادن صِرف آن‌ها به افغانی‌ها توسط این پاره‌های ناسیونالیستی جدی‌تر؟ حالا بماند که  این یادداشت به لحاظ تئوریک آن‌قدر کم مایه و حتا بی‌مایه‌‌ است که جایی برای گفتگوی منطقی باقی نمی‌گذارد اما ترویج چنین باورهای فاشیستی را هم توسط این پاره‌هایی ناسیونالیستی که حتا خودشان هم نمی‌دانند ملعبه‌ي دست چه کسانی شده‌اند و به چه منظور، نمی‌توان نادیده گرفت. روزی برای ماندن آویزان مذهب شدند و حالا روح‌های سرکش آریایی را وارد گود تلاش برای بقا کرده‌اند.

پ.ن: مثل این‌که نویسنده‌ي آن مطلب بی‌مایه هم از نوع نگاه خود به افغانی‌ها وحشت کرده و قسمت‌های نژادپرستانه‌ي یادداشت‌‌اش را پاک کرده. به هر روی اگر کسی خواست آن مطلب را به طور کامل بخواند به من ایمیل بزند تا تصویر پست مذکور را برایش بفرستم.


 
 شانزدهم مهر 1385 ساعت 16:47 
 
 

 

اينك دستی‌ست كه با تمام قدرت

مرا به سوی ايمان به تقدير می‌راند. اينك،

سرنوشت، همان سرافرازیِ ازلیِ خويش را پايدار می‌بيند.

شايد، شايد كه ما نيز عروسك‌های كوكی يك تقدير بوده‌ايم ...

نمی‌دانم ...
 

خانه
تماس

همين حوالی

  شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در تبريز بازداشت شد
اين سکوتی که نوازشت می‌کنه، خود منم...
آدم نکته سنج به ایشون می‌گن!
قسمت‌هایی از نامه‌های فریدا کالو به پزشک‌اش
تن فروشی مردانه در تهران
قسمت‌هایی از فيلم گروگانگيري در دانشگاه علوم پزشكي تهران
شلوارهای جین نخ نما و سودهای میلیونی
محاکمه يادعلي، محاکمه ادبيات است
نمایش مرگ
ادامه برخورد های کمیته انظباطی با دانشجویان علامه
دختر 12 ساله هندى به جرم درخواست رفتن به مدرسه حلق‌آويز شد
هنوز شکنجه نکرده‌ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

  بايگانی همين حوالی

خيابان ملل

  کتابلاگ
جایی برای هیچ‌کس
از پشت یک سوم
سیبیل طلا
ویران
آهو
تهرانآباد
نوشته‌های اتوبوسی
اگنس
راز
فرانکولا
شب‌نویس
تهران شهر
تیگلاط
چرک‌نویس
حضور خلوت انس
فلُ ‌سفه
خوابگرد
سرزمین رویایی
لابراتوار کلنگ
کیبرد آزاد
رجعتی باید
زنانه‌ها
از زندگی
سرزمین آفتاب
آی‌‌تی ایران
صد سال تنهایی
1807
غلاف تمام فلزی
علامه‌بلاگ

 
 
  زنستان


 

سرگذشت

  شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383

 RSS 

 



POWERED BY
BLOGFA.COM