۱. امروز در حالی چهارمین سال تولد «کانون هستیا اندیش» را جشن گرفتیم که هر چند خانهي مجازیاش برای چهارمین بار فیلتر شده اما دفتر کارش تازهگیها نو شده و همین بهترین بهانه برای دور هم جمع شدن، دیدن دوستان قدیمی و آشناییهای جدید، با ربانهای بنفش به بازو و به صرف کیک و چای.

۲. به برگزاری همایش «زنان و اینترنت» اعتراض کنیم. کمدی یعنی همین. وقتی واژهي زن در اینترنت سانسور است و اکثر سایتهای زنان هر روز مسدود و غیرقابل دسترسی میشوند، برگزاری این همایش چه معنایی دارد جز دهنکجی. تازه اگر محورهای بانمک این همایش را نادیده بگیریم. نمونهاش: "اینترنت، امنیت و حریم خانواده و شئونات زنان!"
اینترنت خوب، اینترنت بد یادداشت آزاده در همین رابطه و پیشنهاد جادی؛ ایمیل بزنیم و به همایش اینترنت و زنان در هزارهي سوم اعتراض کنیم.

۳. از خوبیهای «کمپین یک میلیون امضاء» اینکه کلی دوست جدید یافتمی. چهرهي زن هنرمند در جوانی وبلاگ نازلی عزیز است که یک تنه ۳۰۰، ۴۰۰ تا امضاء فقط توی مترو جمع کرده با یک عالم خاطرهي جالب از هر کدام که همین روزها در کوچه به کوچه منتشر میشود. مریم رحمانی را هم که از بچههای دانشکده است، شهریور ماه و در ارتباط با کمپین شناختم. لیلیت را مینویسد و چقدر دوست دارم نوشتههای صمیمی و راحتش را.
هر امضایی را که گرفتم یک خاطره داره، خاطرهي وبلاگی (با تاکید فروان) ترانه است در مورد روزی که با هم رفته بودیم برای امضاء گرفتن.
۴. چند وقت پیش بامبو نرمافزاری برای دور زدن فیلترینگ ریخت روی فلشمموریام که اینقدر توی جیبش، ماشین و کیفم جا مانده بود که پاک یادم رفت چه چیز با ارزشی دارم. داشتم سرزمین رویایی را میخواندم که نحوهي استفاده از تورپارک (همان نرمافزار) برای عبور از فیلتر را توضیح داده، یادش افتادم. از شما چه پنهان یک ۱۰ دقیقهای هم گذشته بود از ۴۵ دقیقه زمانی که برای دانلود کردن میبرد. از دور و بریها کسی اگر تورپارک را خواست یادآوری کند که همیشه همراهم هست.