آن لاین شده بودم که مطلب دیگری غیر از این که میخوانید، پست کنم. اما خیلی اتفاقی دومین یا سومین صفحهای که باز کردم، وبلاگ گروهی چند روزنامهنگار معمولی بود و این یاداشت کوتاه که هر کس حرف از تحریم بزند خیلی باحال است!
همین جا و در صحت و سلامت کامل عقل اعلام میکنم هر کس بخواهد به استناد حرفهای جدید مستر پرزیدنت و شیرین کاریهای قبلیاش در انتخاباتهای بعدی (شورها، مجلس، ریاست جمهوری و ...) شرکت کند، به امید روی کار آمدن یگانه منجیهای بشریت، اصلاح طلبان، خیلی باحال است. کسانی که آخرین برگه برندهشان اگر خیلی زور بزنند مستر معین است و دل خوشیشان اصلاحات ظاهری که نسخهاش را امثال حجاریانها و جلاییپورها میپیچند و خاتمیهایی پیدا میشوند با عبای شکلاتی (آخ! چه باحال) که آن را به خورد ملت میدهند، اوضاعشان خیلی خراب است. کسانی که هنوز فکر میکنند در سیستمی مثل این که حکم حکومتی هر کسی را (چه خاتمیها و چه احمدینژادها) روی زمین که چه عرض کنم، روی بند رخت پهن میکند و پیش از مردم شواری نگهبان انتخاب میکند، محافظهکار و اصلاحطلب توفیری با هم دارند، هر چه سریعتر به دکتر مراجعه کنند، چون احتمالن دچار نسیان شدهاند. بعد برای من از آزادی مطبوعات صحبت کنند و مقایسه کنیم تعداد روزنامههایی را که در زمان خاتمی شجاع دل توقیف شدند با تعداد روزنامههایی که در زمان احمدینژاد.
همین امروز داشتم فکر میکردم که از این اصلاحطلبان ایرانی محافظهکارتر و از این به اصطلاح چپهای ما راستتر هیچ کجای دنیا پیدا نمیشود و چقدر دلم سوخت برای آنهایی که از دماغشان آن طرفتر را نمیبینند و نوکرم چاکرمهای خاتمی جانشان و نوچههایش را به همین راحتی فراموش کردهاند.
لطفن لیست کاندیداهای مورد نظرتان را (چه این وری، چه آن وری و چه مستقل) در انتخابات شورای شهر برایم میل نکنید چون مانند اسپمهای روزانه روانهي سطل آشغال می شود.
من اهل وارد شدن به بازیهای حقیر و کوچک نیستم. بازی اصلاحطلبان و محافظهکارها با هم. مشارکت و آبادگران و هر کوفت زهرمار دیگری با هم. من اهل زد و بند و بده بستان نیستم. متاع بیمقدارتان را جای دیگری عرضه کنید و تورتان را جای دیگری پهن.