پاسخم را به یادداشت آقای سیدآبادی یکی از نویسندگان هنوز دو شب پیش نوشته بودم اما گویا سیستم پیامگیر سایتشان مشکلی دارد و ایمیلشان هم کار نمیکند. پس همین جا برای ایشان و باقی دوستانشان مینویسم:
آقای سید آبادی
اول اینکه لحن نوشتهي نویسندهی مهمان شما (محمدرضا برادران) که تیتر "هر کس حرف از تحریم بزند، خیلی با حال است!" را داشت خیلی جالب بود برایم. چیزی تو مایههای هر کی تو انتخابات شرکت نکنه خره! و جالبتر از آن توضیحات شما که چرا آن مطلب حذف شد!
شما در مورد برنامهای که من دارم سوال کردید. قدم اول من رای ندادن است. در انتخابات شرکت نمیکنم چون چنین سیستمی صلاحیت برگزاری هیچ انتخاباتی را ندارد. چون انتخابات آزاد وجود ندارد. چون شورای نگهبانی وجود دارد که اعتقادات تو را بررسی میکند و البته سعی میکند نسبت جنسی تایید صلاحیت شدهها را هم رعایت کند. من در انتخابات شرکت نمیکنم و هدفم هم نافرمانی مدنی نیست. چون فرد مورد نظر من برای گرفتن پستهای مختلف هیچ وقت کاندید نمیشود و اگر هم بشود رد صلاحیت میشود و تازه مثل معین هم نیست که اگر این اتفاق افتاد حکم حکومتی را بپذیرد. فرد مورد نظر من هیچ وقت در هیچ کدام از لیستها نبوده. نه لیست اینوریها و نه لیست آنوریها. یکی را از بین بد و بدتر را هم نمیتوانم انتخاب کنم. مطمئن باشید من از برنامهي بعدیام برای شما صحبت نمیکنم. چون این برنامهی من است و برای هر فردی میتواند متفاوت باشد. عادت ندارم برای کسی نسخه بپیچم. دلم نمیخواهد مثل بعضی از دوستان اصلاحطلب شما با فحش به تحریمیها (هر کی تو انتخابات شرکت نکنه خره!) و چک و لگد برای برنامهام رای و هوادار زورکی و صد البته الکی ـ آبکی جمع کنم.
در مورد تعداد روزنامههای توقیف شده هم که انگار شما چشم بسته غیب گفته باشید. من هم به خوبی میدانم حالا مجوزی برای انتشار صادر نمیکنند که بعدش زحمت تعطیل کردنش را به خودشان بدهند. اما حرف من این است چرا خاتمی شجاع دل که اینقدر سنگ آزادی بیان را به سینه میزد، اقدامی برای رفع توقیف آن همه روزنامه که هر روز مجیزش را میگفتند، نکرد؟ امیدوارم بگویید/نگویید که کاری از دستش بر نمیآمد که بهترین دلیل برای بیخاصیت بودن اصلاحات و جماعت اصلاح طلبان است و مشت هم که نمونهی خروار. این را از قدیم گفتهاند.
این تحلیل هم که اصلاحطلبان شکست خوردند چون عدهای انتخابات را تحریم کرده بودند از آن لطیفههای بینظیر روزگار است که با یک دو دو تا چهار تای ساده هر ذهن تحلیلگری را که دو خط آمار بلد باشد، میتواند بخنداند. به هر حال کسانی را که من در این فضا میبینم و مرید اصلاحات هستند برخوردهای کاملن سطحی و احساسی با اتفاقی مثل انتخابات و اصلاحطلبان دارند. از اینکه برای خاتمی وبلاگی راه انداختند که به هیچ گرفتش و ملقبش کردند به مردی با عبای شکلاتی کاملن پیداست که چقدر برخوردهایشان سطحی و احساساتی است. همینطور برخوردهای خداگونهی تهوع آوری که با معین داشتند. به نظرم هیچ فرقی با برخوردهایی که این روزها هواداران رییس جمهور با احمدینژاد دارند، نداشت.