نمیدانم این آقای سیدآبادی کی رسیده خانه و کی وقت کرده از زخم عمیق سانسور بنویسد. من که نصف راه رفتن به سینما را هم خواب بودم، چه رسد به حالا که بعد از دیدن این همه فیلم پلکهایم از هم باز نمیشود و قصد هم نداشتم چیزی بنویسم. اما از قرار معلوم هر چند ذائقهي سیاسی ما با هم جور نیست اما در مورد فیلمهایی که امسال دیدیم نظرات مشابهی داریم، به خصوص در مورد فیلمهای امشب: پاداش سکوتِ مازیار میری، فرش ایرانی کار مشترک ۱۵ کارگردان، راهها از عباس کیارستمی و روز سومِ لطیفی.
بماند که سیدآبادی را یک بار هم ندیدهام (دروغ چرا؟ چند شب پیش دیدم اما خودم را زدم به کوچه علی چپ).
به هر حال من هم برای پاداش سکوت (ترکِش در گلو) و بلایی که بر سرش آوردند متاسف شدم و بیشتر از روزهای گذشته برای جشنوارهای که در ۱۲ رشته فیلم غیرقابل تحمل "روز سوم" را کاندید دریافت سیمرغ کرده. در مورد فیلم کیارستمی (راهها) هم فکر میکنم همانطور که خودش هم گفت ما با دو فیلم مجزا روبهرویم که خیلی با هم جفت و جور نیستند. البته این را خودش نگفت.
قسمت اول، عکسهای کیارستمیست که طی ۲۵ سال از جادهها و راهها گرفته و گره خورده به قسمت دوم فیلم که حرکت دارد و کیارستمی را در حال عکاسی از طبیعت نشان میدهد. فیلم به سفارش جشنواره کره و در مورد اثرات مخرب انفجار بمب اتم یا چیزی شبیه به این ساخته شده. هر چند کیارستمی سعی کرده بین این دو بخش پیوندی ایجاد کند اما مخاطب بدون دانستن ماجرای سفارش و مناسبت فیلم سردرگم میماند.
خستهام وگرنه بیشتر در مورد حرفهای کیارستمی و باقی کارگردانان در اعتراض به سانسور مینوشتم.