گزارش یک خبرنگار از بازداشت 33 زن در 13 اسفند. روایت پرستو سرمدی از بند 209 اوین، از سلولهای کوچکِ نمور و سبز رنگ:
چشمهايم ميرود، سردم است، هنوز بچهها از بازجويي برنگشتهاند، بايد بخوابم، بايد براي بازجويي سرحال باشم. ادامه...
گزارش شفاهی تعدادی دیگری از زنان دستگیرشدهی روز13 اسفند که از نحوهي بازداشت، بازجوییها و بند و از شعارهای جنبش زنان بر دیوارهای بند 209 اوین:
...
سميه فريد از رفتار بازجويش بسيار شكايت دارد. حتی با وجود اين كه بيمار بوده و گفتهاند ابتدا بايد دكتر او را ببيند، بازجويش ابتدا او را بازجويی كرده است. بازجويی كه در هر طريق سعی میكرده او را تحقير كند و اعصاب و روانش را بهبازی بگيرد. به او گفته: "فكر كردی معروف شدی؟ اينجا زاهرا كاظمی و سعيد امامی رو آوردند". او را تهديد كرده كه شوهرش را بيكار میسازد. او را با طلاق هم ترسانده است كه "يك هفته نگهت میداريم كه شوهرت طلاقت بده".
او نمیداند كه اين زنان نه از طلاق میترسند و نه وجودشان وابسته به شوهری است كه نبود نامش آنها را از هستی ساقط كند. او نمیداند كه اين زنان همسرانی چون او ندارند كه زن را در كنج خانه میخواهند و او را با نام پسر بزرگ صدا میكنند. همسران اين زنان نشان دادند كه شايسته همسران چنين زنانی هستند. اين زنان را از چه میخواهند بترسانند، از در زندان ماندن؟ مگر نه آن كه به شادی صدر كه قانون میداند و پاسخ آنان را نمیدهد كه "برای هر سوال بايد تفهيم اتهام شود"، گفتهاند "هزار روز نگهت میداريم و هزار تفهيم اتهامت میكنيم". آيا شادی از اين تهديدها ترسيده است؟ آيا شادی كه موكلش يكی از زنان را میيابد و با شوق میگويد: " به او بگوييد كه من يكماه ديگر آزاد میشوم"، از هدفش منصرف میشود.
جنبش زنان و تمامی يارانش ايستادهاند، چه پرشور در تحصنی شركت كنند، يارانش در زندان باشد، تحصنی را بهتعويق بياندازند يا آرام به جستجوی راهی برای ادامه مبارزه باشند. جنبش زنان ايستاده است تا روزی كه قوانين تبعيضآميز تغيير كند و زنان اين ديار، شهروندان اين سرزمين حق برابری در زندگی كردن داشته باشند و برقراری هر قانون تبعيضآميز جديدی، هر برخورد غيرقانونی خشونتباری، آنها را مقاومتر خواهد ساخت.