
چه فرقی میکند 5 نفر یا 33 نفر. موضوع این است که باز عدهای را بدون ارتکاب جرمی و یا حتا هیچ توجیهی دستگیر کردهاند و دو نفرشان را به اوین فرستادهاند، ابتدا به بند 209 و سپس به بند عمومی. البته مگر اینکه صحبت کردن شهروندان با هم در مورد قوانین تبعیضآمیز و نادرستِ جامعه، جرم جدیدی باشد که جمهوری اسلامی پیش از این که آن را برای مردمی که اینقدر سنگ خدمت به آنها را به سینه میزند، توضیح داده و یا وارد قانون اساسی و قوانین جزایی کرده باشد، برای خودش تعریف کرده و اجرایش میکند.
این ماجرای دستگیریها اخیر بیش از آن که دردناک باشد، مضحک و خندهدار است. فرض کنید توی مملکتی زندگی میکنید که شبانه روز در مقابل تبلیغاتی مثل اینکه مسئولان خدمتگذار مردم هستند، قرار دارید. آن وقت صدای اعتراض همین مردم و درخواست حقوقشان (رفاهی، مادی، اجتماعی، سیاسی و ...) توسط همان مسئولان خدمتگذار سرکوب میشود.
فرض کنید توی مملکتی زندگی میکنید که افراد به جرم نانوشتهای مانند تجمع و یا از آن سادهتر صحبت کردن با هم در یک مکان عمومی در مورد قوانین بازداشت میشوند.
نه! فرض نکنید. شما حقیقتن دارید در یک چنین جامعهای زندگی میکنید. عضلات خود را شُل کنید، انگشتهای دست و پاهایتان را باز و بسته. به اعصابتان مسلط باشید و لبخند بزنید دوستان عزیز!
مرتبط:
+ سیزده (در پارک لاله چه گذشت؟)
+ باز هم دستگیری، باز هم زن (شرح کوتاهی از چگونگی دستگیری اعضای کمپین یک میلیون امضاء در روز 13 فروردین)
+ به اتهام آگاهی
+ این بار چه بهانهای برای دربند کردن زنان دارید؟!
+ انتقال ناهید کشاورز و محبوبه حسینزاده به بند عمومی زنان اوین