وقتی یک دانشجوی ریقویِ مردنی را که خفنترین خلافش خواندن سرود "یار دبستانی" در 18 سالگیست و البته نمیشود کتمان کرد که کلهاش بوی قرمه سبزی میدهد و به قول مادرش سر زیاد است، اینطور روی زمین می کشند و میزنند، این نره خرهایِ مفت خورِ گردن کلفت. چه انتظاری دارید آفتابه نکنند توی حلق یک بچهی یه لاقبایِ موفرفریِ بیریختِ نکبتِ بیسوادِ جنوب شهری، (کجا؟ اونم اتابک!) که تازه اسمش هم هست ممد بیکس. چه انتظاری دارید خونین و مالین نکنند صورتِ دختر هرزهی بیحیایی را که فوکولهایش را از روسری میگذارد بیرون و تازه وقتی هم به ساقِ پایش لگد میزنند، نمیرود مثل بچهی آدم سوار مینیبوس نیروی انتظامی که این روزها افتضاحی بسی بیشتر از گذشته بهش میآید، شود.
چه انتظاری دارید؟ چه انتظاری دارید از سکوت، از مصلحت اندیشی، از محافظهکاری، از فرهنگ انتظار؟ از فرهنگِ یک منجی. از چشم دوختن به دستان نجات دهندهای که اصولن یا غایب است یا یک نیروی خارجیست (یا حداقل در گرو مذاکره با همان نیروی خارجی مذکور است!) یا بده بستان آن بالا مالاییهای هرم قدرت که گاهی داستان مسخرهای تحت عنوان اصلاحات برای خالی نبودن عریضه رو میکنند؟
در جایی که روزنامهنگارش انسانی را تحقیر میکند چون طرف ایرانی نیست و کارگر افغانیست و هنری، فرهنگی و ادبیاتچیهایش مخالفان اعدام را انساندوستهایی حال به همزن میدانند و اعتقاد به برابری امکانات و حقوق انسانی را، از مد افتاده (انگار که مدل مویشان است)، نه! جدن چه انتظارِ بیجایی دارید که مردم از قطع شدن دست انسانی و کور شدن چشم انسانی دیگر ذوق نکنند؟
توی این فکرم که همهی فیلمها و عکسهای این دست بریدنها، مشت و لگد کوبیدنها، روزی زمین کشیدنها و تحقیر کردنها را جمع کنم و ببرم بکوبم روی میز مدیر گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه که هی عمو! پس تو چه غلطی میکردی وقتی برای فلان سردار نیروی انتظامی و زیردستیهای هارش کلاس برخورد انسانی با متهم گذاشته بودی؟ مگر برایشان نگفتی که تحقیر آن هم به شیوهی بر عکس روی الاغ در شهر گرداندن دردی از جامعه دوا نمیکند و شیوهای از تنبیه در قبایل بدوی بوده؟ مگر نگفتی همهی آنچه را برای ما میگفتی از آسیبهای اجتماعی؟ آیا آنها شاگردان خنگی بودند یا کلن این سگهای هار با کلاس آسیبهای اجتماعی هم دردشان دوا نمیشود؟

عکس از وبلاگ مسیح

عکس از کانون زنان ایرانی
+ باقی عکسها در هادی تونز
+ جشن خشونت
+ یک دخترِ محصل نوجوان به دست پلیس در زاهدان کشته شد (مشابه این اتفاق در تبریز)