دیروز سالگرد کمپین یک میلیون امضاء بود. سه چهار ساعتِ نشست سرخوش بودم و پر انرژی (بیشترش را از کمیته مادران و سر زندهگیشان، با وجود همهی فشارهای اخیر، گرفتم) و فکر میکردم شب که برگردم، اینجا کلی حرف برای گفتن خواهم داشت، به جای این غرغرها. اما، به محض اینکه در را پشت سرم بستم و بیرون آمدم، شدم همان آدم خسته، بیحوصله و بیانگیزهای که توی این یکی دو ماه بودم.
پ.ن۱: دوست معترضم، ارادهات پایدار/ کلیپ جدید کمپین
پ.ن۲: همراه شو ای عزیز، کین درد مشترک هرگز جدا درمان نمیشود/ یادداشت محبوبه از مراسم که خودش به تنهایی منبع انرژی بود، دیروز، سبز و قرمز...