
راستی چه طولانیست امشب. آنقدر که هنوز نگذشته با دیدن «یک بوس کوچولو» کنارت و «دلشدگان» به یادت. راستی مگر میشود لذت ِ آنچه زندهیاد «علی حاتمی» ما را به دیدناش میهمان کرد به بلندای این شب بخشید. هر چند که شب، شب یلدا باشد. یا بگو، چطور میشود بوسیدن گونهات را که خبر از بودن میدهد و نه مُردن با طعم انار و مسقطی قیاس کرد. هر چند که در تمام این قرنها دانههای قرمز این و شیرینی آن یلدا را معنا کرده باشد. راستی چه یلداست امشب. راستی همیشه یلداست، همهی شبها، وقتی که تو نباشی.
عکس از: سیزیف